حقوق بشر از دیدگاه امام علی(ع)
همچنین موضوع حقوق بشر در اندیشههایپیامبر گرامی اسلام و ائمهاطهار(علیه السلام) بصورت موشکافانه بیان گردیدهاست. پیامبر اسلام الگوی تمام نمای حقوق انسانی است و نیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عنوان پیشوای امامان شیعه قرن ها پیش در ابعاد مختلف به این مفهوم بنیادین پرداخته و از زوایای گوناگون بر رعایت اصول آن كه جزو مفاهیم كلیدی اسلام است تأكید ورزیده است. در این تحقیق سعی گردیده است بصورت اجمالی موضوع حقوق بشر از دیدگاه امام علی (علیه السلام) بیان گردد. لذا قبل از ورود به موضوع اصلی ابتدا توضیح مختصری در رابطه با مفهوم حقوق بشر، حقوق بشر در اندیشه های غرب و اسلام آورده و سپس به حقوق بشر در اندیشه امام علی پرداخته میشود.
حقوق بشر چیست؟
پیش از هر چیز باید اذعان کرد که تبیین مفهومی «حقوق بشر» کار ساده ای نیست. بین صاحب نظران درباره «حقوق بشر» به مثابه مفهومی حقوقی از یک طرف و مفهومی اخلاقی از طرف دیگر، توافقی عام وجود ندارد.
پژوهشگران حوزه حقوق بشر، تعریف های گوناگونی از حقوق بشر ارائه کرده اند، ولی در نگاهی کلی می توان گفت: حقوق بشر، آزادی ها، مصونیت ها و منافعی است که از راه ارزش های پذیرفته شده معاصر، تمام انسان ها باید قادر به ادعای آن باشند و این حقوق بنیادین، طبیعی اند. به عبارت دیگر، همه افراد از این نظر که انسان اند، از حداقل حقوقی برخوردارند که ربطی به کشور، مذهب، نژاد یا جنس شان ندارد. دولت ها هم در روابط بین الملل میل دارند که این حداقل حقوق را رعایت کنند.
همچنین تعاریفی دیگر از حقوق بشر وجود دارد که از بین تعاریف مختلف ذیل میتوانیم تصویری کلی و مبهم از ماهیت این حقوق به دست آوریم:
حقوق بشر حقوقی بنیادین و انتقال ناپذیر است، که برای حیات نوع بشر، اساسی تلقی میشود. (3)
همچنین در تعریفی دیگر از حقوق بشر آمده است: (مجموعه اى از حقوق و نيازهاى اساسى که بايسته همه افراد بشر است به تساوى و بدون لحاظ کردن تفاوتهاى ميان آنها) (4)
در هر صورت در نوشتههای حقوقی معاصر حقوق بشر به نحو فزایندهای در سه مقوله جداگانه تقسیم شدهاست:
· حقوق نسل اول: حقوق مدنی و سیاسی
· حقوق نسل دوم: حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
· حقوق نسل سوم: حقوق جمعی و گروهی
با توجه به توضیحات مختصر فوق، رئوس حقوقی كه تحت پدیده «حقوق بشر» گردآوری شده، عبارتند از:
حق حیات، آزادی، برابری، عدالت، دادخواهی عادلانه، حق حفظ در مقابل سوء استفاده از قدرت، حفاظت در مقابل شكنجه، حفاظت شرافت و خوشنامی، حق پناهندگی، حقوق اقلیت ها، حق شركت در حیات اجتماعی، حق آزادی فكر، ایمان و سخن، حق آزادی دین، حق تجمع و اعلان، حقوق اقتصادی(حق حفظ مال، حق انتخاب كار، حق فرد بر اشتراك در امور ضروری مادی و معنوی)، حق تشكیل خانواده، حق تعلیم و تربیت، حق حفظ حیات فردی شخص و حق انتخاب آزاد محل زیست
اندیشه های حقوق بشر در غرب
اندیشه حقوق بشر در غرب، مبتنی بر اندیشه انسان مداری است و دفاع از منافع فرد، جزء اصول اساسی آن به شمار می آید. غرب با جدایی دین و اخلاق از حوزه اجتماع و سیاست، انسان را همه کاره و قدرت و اراده او را بی رقیب تلقی می کند.
در اندیشه های غربی مفهوم حقوق طبیعی مبنای فکری مهم حقوق بشر بوده است . اندیشه حقوق بشر بر کرامت ذاتی انسان استوار است که درباره تمامی انسان ها مشترک و جهانشمول است. جوهر اندیشه حقوق بشر این است که انسان ها، صرف نظر از اختلاف های عقیدتی، نژادی و سیاسی مختلفی که دارند، دارای حق هستند و هرگز نمی توان این حقوق را از آنان سلب کرد.
از لحاظ تاریخی نیز، حقوق بشر در اندیشه های غربیها، از اندیشه های مساوات طلبانه نشات گرفته و با تدوین حقوق و آزادی های فردی در قالب اعلامیه های حقوق بشر فرانسه و سازمان ملل متحد، تکوین یافته است.
سیر تاریخی تدوین حقوق بشر در غرب
الف: اعلامیه حقوق بشر فرانسه
اولین اعلامیه حقوق بشر پس از انقلاب کبیر فرانسه در ماه اوت سال 1789م منتشر شد. این اعلامیه که شامل یک مقدمه و 17 ماده بود، در قوانین اساسی فرانسه که بعد از آن به تصویب رسید، منعکس گردید، در اعلامیه جهانی حقوق بشر بی تأثیر نبود.
ب اعلامیه جهانی حقوق بشر
این اعلامیه در دهم دسامبر 1948 به صورت قطعنامه شماره 217 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. در این اعلامیه فکر حقوق بشر که قبلا به صورت محدود موضعی شناخته شده بود، جنبه جهانی بخود گرفت و کلیه کشورها وعده احترام نهادن به این حقوق را دادند . اعلامیه جهانی حقوق بشر شامل قرارداد، مقدمه و 30 ماده است.
و سایر مراحل تدوین حقوق بشر در غرب عبارتند از:
· قرارداد اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی در تاریخ 4 نوامبر 1950 در شهر رم به تصویب رسید؛
· منشور اجتماعی اروپا 18 اکتبر 1961 در شهر تورن به تصویب رسید؛
· قرارداد حمایت از حقوق بشر در قاره آمریکا
بطور خلاصه می توان گفت بحث از حقوق بشر در غرب بحث بر پایه بنیادهای اساسی زندگی اجتماعی است. که این بحث به یک فرهنگ معین اختصاص ندارد و از دو نظر یک بحث جهانی است:
ابتدا از این نظر که می خواهد حقوق انسان را از آن نظر که انسان است، در این مرحله خاص از تحولات فرهنگی - اجتماعی انسان در قرن بیستم، در متن جامعه و تاریخ معین کند، نظری به انسان شرقی یا غربی، مؤمن یا بی ایمان، مرد یا زن ندارد، بلکه منظور آن افراد انسانی است که در همه جای جهان وجود دارند.
دوم آنکه از این نظر جهانی است که می خواهد حقوق مشخصی را معین کند که این قابلیت را داشته باشد که در سراسر جهان مورد وفاق نسبی قرار گیرد و بتواند نهادینه شدن آن را در همه جوامع در خواست نماید. جهانی بودن به هر دو معنا، به انسان اجتماعی موجود در قرن بیستم نظر دارد، نه ماهیت تاریخی و اجتماعی انسان. کثرت فرهنگی این انسان موجود در جامعه و تاریخ، نه قابل انکار است و نه قابل تغییر.(5)
جوامع غربی حکومت خود را براساس تعریفی که از حقوق بشر دارند، پی ریزی می کنند. در نتیجه در حکومتی که برپایه حقوق بشر استوار می شود، حتی می توان از بسیاری از محدوده های سنتی حکومت قانونی فراتر رفت. در حکومت دموکراتیک مبتنی بر حقوق بشر، ممکن است همواره با حقوقی مواجه شویم که از پیش تعیین نشده و در قانون هم پیش بینی نشده است . در واقع اندیشه حقوق بشر، داشتن حق را برای انسان ها به رسمیت می شناسد و تاریخ در این زمینه، یعنی رشد مداوم حقوق انسانی که پایانی برای آن متصور نیست.
حقوق بشر در اسلام
به طور کلی نگرش های مختلف اسلامی نیز بسیاری از اصول اولیه و اصلی حقوق بشر، نظیر حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردم را مورد تایید قرار می دهد . تحقق عدالت و نابودی ظلم در جوامع که از اهداف اصلی اسلام است، جز در سایه تحقق حقوق مردم و به رسمیت شناختن آن ممکن نیست.
حقوق بشر در اسلام از دو بعد نظری و تاریخی قابل بررسی است؛ از بعد نظری بسیاری از مفاهیم اساسی حقوق بشر در منابع اصیل اسلامی، یعنی کتاب و سنت در قالب سنتی آن مورد تاکید واقع شده است؛ کرامت ذاتی انسان، حق حیات، و حق برخورداری از زندگی مطلوب، از جمله حقوق اساسی ای هستند که در دیدگاه اسلام مورد تاکید واقع شده است. در واقع حقوق اساسی فوق در بستری از شرایط سیاسی و اجتماعی محقق می شود که در آن حقوق و آزادی های سیاسی افراد مورد توجه واقع شود. از همین رو، در منابع اصیل اسلامی بر عدالت، برابری حق تعیین سرنوشت و حق مقابله با ظلم مورد تاکید واقع شده است. این مسائل با مراجعه به منابع اسلامی و نظر متفکران مسلمان مورد بررسی قرار گرفتند.
با اینکه از لحاظ نظری در اندیشه های اسلامی، بر حقوق مردم در قالب سنتی تاکید شده است، مطالعه تاریخی نشان می دهد که حکام جوامع اسلامی، نه تنها به حقوق مردم پایبند نبوده اند، بلکه از عوامل اصلی تهدید و تحدید این حقوق بوده اند.
به نظر میرسد که ریشه این امور در ساختار استبدادی نظامهای سیاسی جوامع مسلمان است. این تضاد و شکاف عمیق میان مبانی نظری اسلامی و وضعیت سیاسی، اهمیت ساختار سیاسی را نشان میدهد.
با توجه به اینکه جایگاه حقوق بشر در اسلام نیاز به بررسی بیشتری دارد لذا به دوستان توصیه میگردد برای مطالعه بیشتر به کتاب ها و مقالات مختلفی که در این زمینه نوشته شده است، مراجعه فرمایند.
حقوق بشر در اندیشه های امیرالمونین (علیه السلام)
امام علی (علیه السلام) در دوره خلافت تقریباً پنج ساله خویش با وجود کارشکنیها و مشکلات فراوان جامعه آن روز در گفتار و رفتار خود، توجه ویژه ای به حقوق عمومی مردم داشته است. آن امام هُمام به همه انسانها نشان داد که میتوان به حق عمل کرد، از زمان و مکان عبور کرد، در راه آن جان داد، و جاودانه ماند.
دقت در ابعاد مختلف مباحث حقوقی مطرح شده از سوی آن حضرت به عنوان رهبری الهی می تواند منبعی کم نظیر در پژوهشهای حقوقی و سیاسی به شمار آید و ملاک و معیاری مطمئن در جهت تدوین حقوق بشر در اسلام باشد.
موضوع حقوق اجتماعی، عدالت، مساوات، و مبارزه با ظلم و ستمگری و تجاوز، از موضوعاتی است که در نهجالبلاغه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در کلمات مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) بحثهای بسیاری در مورد انواع حقوق در جامعه بشری مطرح گردیده است.
امام علی(علیه السلام) و حکومت او یک استثناست که بر خلاف سیر کلّی تاریخ گذشته، نه تنها حقوق اجتماعی انسانها را نادیده نگرفته، بلکه به خاطر رعایت حقوق بشر و اجرای عدالت، از سوی زیادهطلبان تهدید شده است. آن حضرت خود به این حقیقت اشاره کرده و میفرماید:
ملتها در طول تاریخ زندگی خود نگران ظلم و ستم زمامداران خود بودهاند، ولی من پیوسته نگران ظلم و ستم ملت به خود هستم. (6)
مبانی حقوق بشر در اندیشه های امام علی(علیه السلام)
در این بخش به تبیین تعدادی از مبانی اساسی حقوق بشر که در همه جوامع پذیرفته شده است، به صورت موردی از دیدگاه امام علی(علیه السلام) پرداخته شده است.
1- حق كرامت انساني:
کرامت انسانی یکی از حقوق اساسی و زیربنایی حقوق بشری است. درباره کرامت انساني در نهجالبلاغه، مي توان به بخشهاي گوناگوني اشاره كرد: در اين باره مي توان به ويژه به عهدنامه مالک اشتر اشاره نمود. اميرالمؤمنين(علیه السلام) در بيان روش برخورد با مردم و چگونگي حکومت بر مردم، به مالک اشتر توصيه ميکند: «و اَشعِر قلبک الرحمه لِلرّعيه، و المحبه لهم، و اللُطفَ بِهم، و لا تَکُونَنَّ عليهم سَبُعاً ضارياً تَغتَنِمُ اَکلَهُم، فانّهم صنفان: اِمّا اخٌ لک في الدين، او نظيرٌ لک في الخلق...».(7) «مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرارده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني، زيرا مردم دو دستهاند؛ دستهاي برادر ديني تو و دسته ديگر همانند تو در آفرينش هستند...»
کرامت انساني از ديدگاه امام(علیه السلام) که مالک اشتر را فرمان به پيروي از آن مي دهد، به معناي مساوي شمردن مردم است، تساوي انسان ها با هر رنگ، دين و مذهب در قبال حاکم و در زندگي سياسي و در اجتماع است. برابري، يکي از اصول مهم و اساسي کرامت انساني است و لازمه تحقق کرامت انساني به شمار ميرود. همه انسان ها به خاطر انسان بودن قابل احترامتند و همه شهروندان در برابر قانون از حقوق يکسان برخوردارند. فضيل بن جعد مي گويد: «مهم ترين عاملي که موجب دست کشيدن عرب از حمايت حضرت علي(علیه السلام) شد، مسأله مالي بود زيرا امام(علیه السلام) شريف را بر غيرشريف و عرب را بر عجم برتري نميداد و با رؤسا و بزرگان قبايل آن گونه که پادشاهان رفتار مي کردند، رفتار نمي کرد و تلاش نمي كرد کسي را با دادن صله و مال به خود متمايل کند، در حالي که معاويه عکس اين رفتار ميکرد و به همين جهت مردم، علي(علیه السلام) را ترک کرده و به معاويه متمايل مي شدند.» (8)
پس در یک جمله می توان گفت: کرامت انسانی در کلام امام علی(علیه السلام) برابری همهی شهروندان دربرابر قانون و استفاده مساوی از امکانات می باشد. در اندیشه امام (علیه السلام) دو دسته شهروند وجود ندارد بلکه همه به یک چشم دیده می شوند.
2- حق حیات:
امام علی(علیه السلام) حق حیات را برای انسان ها بسیار محترم شمرده و نسبت به آن سفارش های فراوانی كرده است.
امام در اهمیت این مطلب می فرماید: از رسول الله (صل الله علیه و آله والسلم) دو كتاب به ارث برده ام، كتاب خدا و كتابی در غلاف شمشیرم. پرسیدند: ای امیر مومنان! چیست آن كتابی كه در غلاف شمشیر داری؟ فرمود: هر كس غیر قاتل را بكشد و یا غیر ضاربش را بزند، لعنت خدا بر او باد. حضرت با این بیان كاربرد شمشیر و سلاح را در جایی مجاز می داند كه منجر به قتل بی گناهی نشود.
امام به مالك اشتر نخعی می فرماید:
... و بپرهیز از خون ها، و ریختن آن به ناروا، كه چیزی چون ریختن خون به ناحق آدمی را به كیفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند، حكومت خود را با ریختن خونی به حرام نیرومند مكن (9)
امام علی(علیه السلام) در بستر شهادت برای قاتل خود سفارش كرد: «پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرورفته اید و گویید امیر مومنان را كشته اند، بدانید جز قاتل نباید كسی برای خون من كشته شود (10)
در جای دیگر امام با مهم شمردن حق حیات انسان ها می فرماید:
«إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی أَمْوالِ الأغْنِیاءِ أَقْواتَ الفُقَراءِ فَما جاعَ فَقیرٌ إلاَّ بِما مُتِّعَ بِهِ غَنیٌ ؛ خداوند روزی نیازمندان را در اموال ثروتمندان واجب کرده است و نیازمندی گرسنه نمی ماند، مگر اینکه توانگری از حق او بهره مند شده باشد». (11)
امام(علیه السلام) در این باره نحوه رفتار با نیازمندان جامعه را یادآوری می کند که در زمان حکومت خود، روزی پیرمردی را دید که از مردم کمک می خواهد. حضرت از اطرافیانش پرسید: این مرد کیست؟ گفتند: مردی مسیحی است که از طریق کارگری امرار معاش می کرد و حالا از کار افتاده است و کسی او را برای کار استخدام نمی کند. امام فرمود:
«إِسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّی اِذا کَبُرَ وَ عَجَزْ تُمُوهُ وَ مَنَعْتُمُوهُ، أَنْفِقُوا عَلَیهِ مِنْ بَیتِ المالِ؛ از او کار کشیدید تا پیر و ناتوان شد و اکنون او را محروم می سازید! از بیت المال به او انفاق و کمک کنید». (12) نیازمندی، آثار سوئی را به بار می آورد که منجر به کفر و از بین رفتن خِرَد انسانی می شود و امام به این موضوع هم توجه داشت. این نمونه رفتار امام بیانگر این واقعیت است که ادامه زندگی نیازمندان باید از طریق «انفاق» تأمین شود و «حقّ حیات»، یک حق انسانی است، نه یک حق دینی.
3- حق آزادی:
درباره تعریف و ماهیت آزادی، اختلاف بسیار است، اما با توجه به آموزههای دینی در بیانی اجمالی میتوان گفت: آزادی در تعبیر حقوقی آن نوعی استقلال و خود سامانی در زمینه های گوناگون زندگی است كه از لحاظ رشد شخصیت انسان ضرورت داشته است و در چارچوب مقررات و ممنوعیت های الهی و عقلایی قرار دارد.
امام علی (علیه السلام) با گفتار و كردار خویش به فرهنگ سازی و ایجاد زیرساخت های اجتماعی جهت استفاده از آزادی اقدام كرد.
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در منزلت و جایگاه آزادی، آن را لازمه وجودی انسان و از جمله حقوق انسان به شمار آورده، می فرمایند: «لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا» (13) بنده دیگری مباش و حال آن خداوند تو را آزاد آفریده است.
با توجه به نمونههای مختلفی از آزادی که عنوان گردید، در مبحث ذیل انواع آزادی ها حقوق بشری از منظر امام علی (علیه لسلام) آورده شده است:
آزادی عقیده:
صورتهای مختلف آزادی عقیده عبارت اند از:
- آزادی در داشتن عقیده؛
- آزادی در بیان عقیده؛
- آزادی از تفتیش عقیده؛
- آزادی از تحمیل عقیده؛
با توجه به اهمیت دو مورد اول، به صورت جداگانه این دو مورد مورد بحث قرار خواهد گرفت.
1- آزادی در داشتن عقیده؛
در حکومت امام علی(علیه السلام) آزادیهای چهارگانه فوق محترم بود. افکار الحادی و یا اقلیتهای دینی هیچ گاه به خاطر داشتن عقیده خود از حقی محروم نشدند و یا مورد بازخواست قرار نگرفتند. علی(علیه السلام) دفاع از حقوق آنان را همانند دیگر مسلمانان بر خود لازم می دانست. حادثه شهر انبار در نظر علی(علیه السلام) فاجعه تلقی گردید و برای دفاع از حقوق زنی کافر سخنانی فرمود که نظیر تعابیر آن را کمتر می توان سراغ گرفت. (14)
وقتی داشتن عقیده ای آزاد است در اظهار نظر آن نیز منعی وجود نخواهد داشت. علی(علیه السلام) خوارج را که مردمی خشن، کوته نظر، متحجر و دارای عقیده ای فاسد و خطرناک بودند در بیان عقیده خود آزاد گذاشت و به جای تحمیل عقیده راستین خود به تبیین و روشنگری پرداخت. مروری به خطبه های 125، 127، 177، 121 و 122 جای تردیدی در این زمینه باقی نمی گذارد. در این باره شهید مطهری می نویسد:
«امیرالمؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دمکراسی رفتار کرد ... زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد ... آنها همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خود و اصحابش با عقیده آزاد با آنان روبه رو می شدند. شاید این مقدار آزادی در دنیا بی سابقه باشد که حکومتی با مخالفین خود تا این درجه با دمکراسی رفتار کرده باشد.» (15) آری هنگامی که آن فتنه انگیزان عملاً و علناً به مبارزه با او برخاستند، پس از یأس کامل از تأثیر نصایح خود و یارانش، با آنان وارد جنگ شد و چشم فتنه را کور کرد. (16)
2- آزادی در بیان عقیده؛
آزادی در بیان عقیده بیشتر به عنوان حق اجتماعی انسان است. در این جا آزادی بیان و قلم را به عنوان یکی از حقوق سیاسی مردم از دیدگاه علی(علیه السلام) بررسی کرده و به نقل دو سخن از آن حضرت بسنده میکنیم. حضرت خطاب به مالک اشتر مینویسد:
«بخشی از وقت خود را برای آنان که نیازمند مراجعه به تو هستند قرار ده و شخصاً آنان را در جلسه ای عمومی به حضور پذیرفته و برای خدایی که تو را آفریده است در حضور آنان فروتن باش. به محافظان و نیروهای مسلح خود اجازه حضور در آن مجلس را مده تا سخنگوی آنان بدون هیچ لکنتی در گفتار با تو گفتگو نماید (حتی یُکَلِّمک مُتکلِمهُم غیرَ مُتَتَعْتِعٍ) چرا که من بارها از رسول خدا (صل الله علیه و آله والسلم) شنیدم که میفرمود: هرگز امتی که در آن حق ضعیفان از زورداران با صراحت و بی لکنت گرفته نشود پاکیزه نمیشوند و روی سعادت را نمی بینند. وانگهی بکوش که برخوردهای تند و ناتوانیشان در سخن گفتن را تحمل کنی و از هر گونه سخت گیری و خشونتی نسبت به آنها مانع شوی ...» (17)
و خطاب به فردی که لب به ستایش و ثنای آن حضرت گشود فرمود:«زشت ترین حالت زمامداران جامعه در نظر مردم شایسته آن است که متهم به دوستی ستایش شوند و اینکه سیاست آنان بر پایه کبر بنا نهاده شده است. من خوش ندارم که این توهم در ذهن شما به وجود آید که به چاپلوسی گراییده ام و از شنیدن ستایش لذت می برم و خدا را شکر که چنین نیستم ... مرا با مدح و ثنای خود نستایید زیرا می خواهم خود را از مسؤولیت حقوقی که بر گردنم می باشد خارج کنم. حقوقی که خداوند و شما بر گردنم دارید و هنوز از ادای آن فارغ نگشته ام و واجباتی را که باید به مرحله اجرا در آورم، بنابراین بدان سان که رسم سخن گفتن با جباران است با من سخن مگویید و آن گونه که در حضور زورمندان پروا می کنید از من فاصله نگیرید و به صورت تصنعی با من نیامیزید و چنین مپندارید که اگر سخن حقی به من گفته شود مرا گران آید و گمان مبرید که من خواهان بزرگ ساختن خویشم زیرا آنکه از شنیدن حق و پیشنهاد عدالت احساس سنگینی کند، عمل به آن دو، برایش سنگین تر است. پس از سخن حق و پیشنهاد عدل دریغ نورزید که من در نزد خود برتر از آن نیستم که خطا نکنم و از خطا در کردار خویش نیز احساس ایمنی ندارم مگر آنکه خدا حفظم نماید که او بیش از خود من هستی ام را مالک است.» (18)
با دقت در دو سخنی که از امام نقل شد چند نکته را می توان به عنوان حقوق سیاسی اجتماعی یا حق آزادی بیان به دست آورد:
یک. زمامداران و مقامات حکومتی لازم است اوقاتی را برای شنیدن سخن مردم نه سخن گفتن برای آنان تعیین نمایند.
دو. انتقاد صریح و بی پروا حق مسلّم مردم است و مقامات باید بستر لازم برای آن را فراهم کنند.
سه. در گفت و گوهای انتقادی، تواضع وظیفه مقامات حکومتی است.
چهار. مقامات باید نگران تضعیف روحیه انتقاد و آزادی بیان مردم باشند.
پنج. مقامات برای تصحیح اشتباهات احتمالی خود باید از انتقاد سالم استقبال نموده، آن را بر دیده منت نهند.
ششش. مقامات نباید خود را در موضعی فراتر از موضع مردم ببینند.
هفت. مقامات نباید تصمیمات خود را همیشه حق قطعی بدانند و احتمال خطا را از خود نفی کنند.
هشت. ستایشهای پی در پی متملّقان، آفت مقامات است که در نهایت به تضعیف حقوق مردم می انجامد.
نه. انتقاد تنها حق صاحبان قدرت نیست، آزادی انتقاد قبل از همه، برای ضعیفان است.
ده. پروا در گفتار، تضعیف روحیه انتقاد و رابطه مردم با مقامات در قالبهای خشک، بی روح و تصنعی، نشانه حکومت استبدادی است.
یازده. حکومتی که در آن آزادی بیان و انتقاد ترویج نگردد، حکومت علوی نیست.
آزادی اجتماعی:
تحقق این قسم از آزادی، اختصاصی به حکومتهای کنونی ندارد. لزوم بهره مندی مردم از چنین حقی را به خوبی می توان در دوره حکومت امیر مؤمنان(علیه السلام) سراغ گرفت. اساساً اسلام را باید در پایه ریزی برخی اجتماعات و تأیید و تحکیم آنها در مسیر اهداف و مقاصد اجتماعی و سیاسی پیشگام دانست. نماز عبادی سیاسی جمعه، اجتماع عظیم حج، شرکت در مجالس و محافل دینی و هیأتهای مذهبی که از آغاز در جامعه اسلامی وجود داشته است و علاوه بر جنبه های عبادی، از آنها، بهره برداریهای اجتماعی و سیاسی نیز، فراوان شده است، بهترین دلیل بر به رسمیت شناختن آزادی اجتماعات در نظام اسلامی است. خوارج نهروان با وجود آنکه به صورت یک گروه سازمان یافته در آمده بودند و برای خود تجمعاتی داشتند، مادامی که عملاً وارد جنگ با حضرت نشدند، اجتماعاتشان مورد تعرض قرار نگرفت.
4- حق برابری:
لزوم اجرای برابری و عدالت به كرات در بیان و افعال حضرت دیده می شد، در مكتب علی (علیه السلام) برابری مصداقی از عدالت است، و در سه مورد زیر قابل ملاحظه است:
ü برابری در بهره مندی از بیت المال
ü برابری در برابر قانون
ü تساوی در برابر حق
ü برابری در بهره مندی از بیت المال:
امام در روز پس از بیعت با مسلمین در بخشی از یك سخنرانی كه در آمده است، فرمودند:
شما بندگان خدا هستید و مال از آن خداست كه آن را بین شما به صورت مساوی تقسیم می كنم و هیچ كسی را در برابر كسی دیگر برتری نیست و افراد پرهیزكار در قیامت پاداش از خداوند می گیرند. نزد من مالی است كه میان تان تقسیم خواهم كرد و درباره هیچ یك از شما تخلف نخواهد شد چه عرب باشد، چه عجم، اهل بخشش باشد یا نه... (19)
حکومت علوی در نگاه هر ناظر منصفی نمونه ای بی نظیر و منحصر به فرد از اجرای حقوق مالی مردم و مبارزه با ثروتهای بادآورده است. مبارزه ای که بهای سنگین آن را رهبری چون علی(علیه السلام) در دوره خلافت خویش پرداخت کرده و با گروهی که عادت به تمایزات موهوم کرده، و به تکاثر و تفاخر روی آورده و اموال عمومی را به خود اختصاص داده بودند با شدت هرچه تمامتر و بدون هیچ ملاحظه ای برخورد کرد. بدون شک باید مهمترین دلیل نبرد با قاسطین و ناکثین را دفاع از حقوق مالی مردم به حساب آورد. دفاع از حقوق مردم سبب گردید که علی(علیه السلام) حتی با نزدیکترین افراد خود دچار مشکل شود و موضع غیر قابل انعطاف او رنجش آنان را به دنبال آورد. داستان برخورد با برادرش عقیل در حالی که فقط تقاضای بخشش یک من گندم از اموال مردم را دارد، (20) سند گویایی است که در هیچ حکومتی نظیر آن را نمیتوان سراغ گرفت.
ü برابری در برابر قانون:
امام در مقابل قانون همه را دارای حق مساوی میدانست، از تبعیض، اغماض و یا زیادهروی به شدت پرهیز میكرد. ایشان به سیره پیامبراكرم در عین تنبیه خطاكاران به رعایت حقوق آنان و خانوادهشان اشاره میكند.(21)
همچنین علی(علیه السلام) در پاسخ به انتقاد طلحه و زبیر فرمود:«امّا ما ذکرتُم من اثرِ الْاُسوةِ فاِنَّ ذلک امرٌ لَمْ اَحْکُم انا فیه برأیی وَ لا وَلیتهُ هَویً منّی، بل وَجَدْتُ انا و اَنْتُما ما جاءَ به رسولُ الله(صل الله علیه و آله والسلم) قَدْ فُرِغَ منه ...(22) آنچه در مورد برابری مردم گفتید، با رأی شخصی در آن حکم نکرده ام و به دنبال هوای خویش نرفتهام. من و شما دیدیم رسول خدا(صل الله علیه و آله والسلم) در این باره چه حکمی آورد و چگونه آن را اجرا کرد.»
در سخنی دیگر فرمود: «و لکم عَلَیْنا، الْعمَلُ بکتاب الله تَعالی وَ سیرَةِ رسول الله(صل الله علیه و آله والسلم) (23) حقّی که شما بر من دارید، عمل به کتاب خدای متعال و سیره رسول او می باشد.»
آنچه از این سخنان استنباط می گردد، محوریت قانون الهی در سامان بخشیدن و انتظام امور مردم است. در خطابی که امام(علیه السلام) به طلحه و زبیر دارد بر این نکته تأکید می ورزد که رعایت برابری در میان مردم، برخاسته از رأی شخصی او نبوده بلکه بر مبنای دستور پیامبر(صل الله علیه و آله والسلم) صورت گرفته است؛ دستوری که مطابق آیه «ما ینطق عن الهوی ان هو الّا وحی یُوحی» (24) باید به عنوان قانون الهی آن را پذیرفت و همگان در برابر آن مساوی اند.
ü تساوی در برابر حق
امام در نامه ای به اسود بن قطبه فرمانده سپاه حلوان یادآور می شود که زمامدار اگر در پی هوا و هوس خویش باشد غالباً از عدالت باز می ماند. به همین جهت «فَلیکُنْ امرُ النّاسِ عندک فی الحقِّ سواء»؛ (25) همه در برابر حق باید یکسان و برابر باشند و هیچ کس را بر دیگری امتیازی نیست.
در جای دیگر خطاب به فرماندهانش می گوید:«حق شما بر من این است که در مورد «حق» تمامتان را به یک چشم بنگرم.» (26)
و گویاتر از همه این فرمان است:«و اَلْزِمِ الحقَّ مَنْ لَزِمَه من القریب و البعید(27) حق را در مورد هر کسی که بایسته است دور یا نزدیک اجرا کن.»
علی و یارانش آنگاه که در اجرای حق با همگان یکسان برخورد نمودند، هزینه های سنگین آن را نیز پرداختند. وقتی گروهی از اطرافیان سهل بن حنیف انصاری، کارگزار حضرت در مدینه به معاویه پیوستند، امام در نامه ای او را دلداری داده فرمود: «آنان دنیاپرستانی هستند که دنیا را قبله خویش قرار دادهاند و به سویش می شتابند. آنان عدالت را شناخته و با چشم و گوش خویش دریافته واحساسش کرده اند. و علموا انّ النّاس عندنا فی الحقّ اُسْوَةٌ فَهَربوا الِیَ الْاَثَرة؛ دانسته اند که در دستگاه خلافت ما مردم در برابر حق برابرند. از این رو به سوی خودکامگی گریخته اند.» (29)
5- حق امنیت:
یکی از کارکردهای مهم هر دولت فراهم آوردن امنیت برای شهروندان خویش است. امنیت از زمینههای اصلی اجرای عدالت، و مناسبترین بستر پديد آمدن تعادل در جامعه است.
امنیت در ابعاد مختلفی از دیدگاه امام قابل شرح می باشد که عبارتند از:
الف) امنیت جانی و حیثیتی:
امام در این مورد فرموده است: «و فَضَّلَ حُرْمَةَ الْمُسْلِم علی الحُرُمِ کُلِّها و شَدَّ بالاخلاصِ و التّوحید حقوق المسلمینَ فی معاقدها. فالمسلم من سَلِمَ المُسلمون من لسانِهِ و یده اِلاّ بالحق و لا یَحلُّ اَذی الْمُسلِم اِلّا بما یجب؛ (29) خداوند حرمت مسلمانان را بر هر حرمتی برتری بخشیده و با اخلاص و توحید شیرازه حقوق آنان را محکم ساخته است. پس مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از دست و زبان او در امان باشند و آزار هیچ مسلمانی جز در موردی که موجبی داشته باشد روا نیست.»
ب) امنیت مالی و اقتصادی:
امام علی(علیه السلام) در نامه هایی به مأموران خراج و مالیات و گیرندگان صدقات، عدم تعرض آنان به اموال و دارایی های مردم را گوشزد می کند و آنان را به انصاف، صبر و مدارا با مردم توصیه مینماید. در بخشی از نامه امام به کارگزاران بیت المال چنین آمده است: «شما خزانه داران رعیت، وکلای امت و سفیران رهبرانتان هستید. بر هیچ کس به خاطر نیازمندیش به خاطر موقعیت خود خشم نگیرید. هیچ کس را از خواسته هایش باز مدارید، به خاطر گرفتن خراج از بدهکار لباس تابستانی یا زمستانی، مرکب مورد نیاز و برده اش را به فروش نرسانید. به خاطر گرفتن درهمی، کسی را تازیانه نزنید و برای جمع آوری بیت المال به مال احدی چه مسلمان و چه غیر مسلمان دست نزنید ...». (30)
پ)امنیت و مصونیت قضایی:
از میان مردم، بهترین فرد را برای قضاوت انتخاب کن، کسی که مراجعات فراوان او را در تنگنا قرار نداده و حوصله او را به سر نمی برد و برخورد طرفین دعوا او را به خشم وا نمیدارد، در اشتباهات پافشاری نمی کند، به هنگام شناخت حق، بازگشت به آن بر او سخت نمی باشد، طمع را از دل بیرون افکنده است، در فهم حقیقت به تحقیق اندک اکتفا نمی کند، در شبهات از همه محتاطتر، در یافتن دلیل و حجت از همه مصرتر و خستگی او در برابر مراجعات شاکی کمتر است؛ شکیباترین افراد در کشف امور و قاطع ترین آنان در فصل خصومت؛ کسی که ستایش و تملق فراوان، فریبش نمی دهد و مدح مادحان او را به سمت آنان متمایل نمی سازد؛ البته چنین افرادی بسیار اندک اند!!». (31)
ج) مصونیت از تجسس:
اسلام تجسس را صریحاً ممنوع ساخته است. امیر مؤمنان نیز در عهدنامه مالک اشتر به این حق مردم نیز تأکید فرموده است:«ولیکُن ابعد رعیّتک منک وَ اَشنؤهُم عندک اَطلَبهم لمعایب الناس، فانّ فی النّاس عیوباً، الوالی احقّ من سترها، فلا تکشفنّ عمّا غاب عنک منها فانّما علیک تطهیرُ ما ظهر لک و الله یحکُم علی ما غاب عنک فاستر العورة ما استطعت (32)
دورترین و زننده ترین افراد در نزد تو باید کسانی باشند که بیشتر در جستجوی عیوب مردماند. در همه مردم کاستیهایی است که زمامدار شایسته ترین فرد در پوشاندن و مخفی کردن آن است. هرگز مباد که از عیبی که بر تو پنهان است پرده برگیری که مسؤولیت تو پاکسازی زشتیهای نمایان است. خداوند در مورد آنچه از چشم تو پنهان است حکم می کند پس تو، هر چه می توانی زشتی های افراد را پنهان دار.»
6- حقوق اقلیتها:
· احترام به حقوق مدنی اقلیتها
انفقوا علیه من بیتالمال (برای وی از بیتالمال مستمری قرار دهید). (33) و لا تمس مال احدٍ من الناس مضلُّ و لا معاهد و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأه المسلم و الاخری المعاهدة. (34)
در دوران خلافت علی(علیه السلام)، هنگامی که حضرت پیر مرد از کار افتادة نابینایی را میبیند که از مردم تقاضای کمک میکرد مشاهده نمود بیدرنگ از حال وی جویا شد و یکی از اطرافیان خود را مأمور رسیدگی به حال و وضع وی نمود. او پس از تحقیق گزارش داد: میگویند وی نصرانی است و از مردم درخواست کمک مینماید، امام از شنیدن این سخن آثار خشم در چهرهاش آشکار گردید و فریاد برآورد: او تا جوان بود او را به کار کشیدید و از نیروی او بهره گرفتید و اکنون که پیر و ناتوان گشته وی را به حال خود رها نموده و از احسان و کمک خویش محرومش مینمایید؟ آنگاه این فرمان ماندگار را صادر نمود که: «انفقوا علیه من بیتالمال: برای وی از بیتالمال مستمری قرار دهید.» (35) بدین ترتیب اقلیتهای دینی در زمره کسانی قرار میگیرند که دولت اسلامی مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم افراد درمانده و محروم را تحت خدمات و حمایتهای مالی خود قرار داده برای یک یک افراد کشور حداقل زندگی را تأمین نماید و از طریق بیمه و شیوههای مناسب و آبرومندانه زندگی آینده آنها را تضمین کند.
· اخوت انسانی
«فانهم صنفان اما اخٌ لک فیالدین او نظیرٌ لک فی الخلق(36) انسانها همه برادر شمایند یا برادر ایمانی و یا برادر انسانی.»در دیدگاه والای امام علی(علیه السلام) هیچکس هرگز به خود اجازه تحقیر دیگران را نخواهد داد «لا یسخر قوم من قوم». (37)
در نگاه امام هیچگونه تبعیض و تفاوتی جز به معیار «تقوی» نمیتواند ملاک باشد و تمایز اصولی انسانها براساس تقوا نیز معیاری در تقسیم وظایف و وسیلهای برای نیل به اهداف عالیه انسانی است نه عامل تبعیض در اهداف مادی
· حمایت سیاسی از اقلیتها
«فان ا بعث محمداً(صل الله علیه و آله والسلم) لیخرج عباده من عبادة عباده الی عبادته و من عهود عباده الی عهوده و من طاعة عباده الی طاعته و من ولایة عباده الی ولایته» (38) در دیدگاه امام، انسانها آزاد آفریده شده و همواره باید مورد حمایت سیاسی قرار گیرند و مبارزه در این راه با جهاد قهرآمیز و جنگ با دشمنان آزادی و کرامت انسانها و ریشهکن نمودن عناصری که انسانها را به بند میکشند تمام نمیشود. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در یکی از خطبههای خود فرمود:«فان ا بعث محمداً(صل الله علیه و آله والسلم) لیخرج عباده من عبادة عباده الی عبادته و من عهود عباده الی عهوده و من طاعة عباده الی طاعته و من ولایة عباده الی ولایته.»(39) هدف انبیأ رهایی انسانها از ولایت غیر خدا بوده است و پیامبر اسلام نیز در همین راستا مبعوث شده است. او آمد تا انسانها را از بردگی و بندگی غیرخدا آزاد سازد و از اطاعت غیرخدا به اطاعت خدا فرا خواند. اما در راستای فرمان الهی: «لا تتخذوا اولیآء من دون ا» زمام زندگی خود را به غیر خدا نسپارید و به کسانی که قصد به عبودیت کشاندن شما را دارند راه و امان ندهید «ان عبدت بنیاسرائیل»(40) اقلیتهای دینی را تحت حمایت قرار داده و هرگز به افتادن آنان در ورطه عبودیت حتی مسلمانان نیز رضا نمیدهد و از مبارزات آنان در راه رسیدن به کرامت انسانی و رهایی از طاغوتهای زمان خود حمایت میکند.
7- حقوق شهروندان در جنگ:
مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) در سخنرانی خود در شهر کوفه خطاب به سربازان فرمودند: ألزموا الارض و اصبروا علی البلاء و لا تحرّکوا بأیدیکم و سیوفکم فی هَوی ألسنتکم وَ لا تستعجلوا بما لم یُعجّله الله لکم؛ «سربازان بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلاها و مشکلات استقامت نمایید. اما شمشیرها و دستها را در هوای زبانهای خویش به کار مگیرید و در آنچه خداوند شتاب در آن را لازم ندانسته، شتاب مکنید» (41) ایشان در جنگ و ستیز حقوق سپاه مقابل را در نظر میگرفتند و لشکریان خویش را به عدم تجاوز از حقوق معین شده فرمان میدادند و در دعای خود میفرمودند: خدایا اگر بر دشمن پیروزمان ساختی، ما را از تجاوز بر کنار دار و بر راه حق استوار فرما (42)
منادیان و مدعیان حقوق بشر در برابر فرمایشهاي آن حضرت چه میتوانند بگویند؟ ابر مردی که حقوق کسی را که بر او شمشیر کشیده و به جنگ او آمده، حتی در حد آزار زبانی پاس میدارد و میفرماید خوش ندارم که شما دشنامدهنده باشید. خوب بود به جای دشنام، میگفتید خدایا خون ما و آنها را حفظ کن. بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند حق را بشناسند و آنان که با حق میستیزند پشیمان شده، به حق بازگردند(43) این سخنان را تنها از کسی میتوان شنید که از جنگ و صلح هدفی جز احقاق حق مردم ندارد و هم چون پدری مهربان خیرخواه و دلسوز مردم است.
8- حق دانش اندوزی:
بیانات حضرت علی(علیه السلام) درباره ارزش علم و حکمت بسیار است. در این جا به ذکر چند نمونه اکتفا میشود.
العلم وراثة کریمة، و الآداب حُلَلٌ مجدّده، و الفکر مرآه صافیة؛ «دانش میراثی گرانبها و آداب زیورهای همیشه تازه و اندیشه آیینهای شفاف است» (44)
خذ الحکمه أنّی کانت، فإنّ الحکمة تکونُ فی صدر المنافق فتلجلج في صدره حتی تخرج فتسکن إلی صواحبها فی صدر مؤمن؛ «حکمت را هر کجا که باشد فراگیر، گاهی حکمت در سینه منافق است و بیتابی کند كه بیرون آيد و با همدمانش در سینة مؤمن قرار گیرد» (45)
الحکمة ضّاله المؤمن فخذ الحکمة و لو من أهل النّفاق؛ «حکمت گمشده مؤمن است؛ حکمت را فراگیر، هر چند از منافقان باشد» (46)
و همچنین فرموده اند: «ای مردم مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است. حق شما بر من، آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم، بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نباشید» (47) و در این مورد به فرمانداران خود سفارش میفرمودند (48)
بنابراین از نگاه امام رهبران جامعه اسلامی وظیفه دارند که زمینه کسب دانشهای روز و احکام الهی را برای همه شهروندان و همه اقشار جامعه فراهم آورند.
9- حق اشتغال
امام علی(علیه السلام) ایجاد موقعیتهای کاری را در هر زمینه که باشد، از حقوق شهروندان بر شمردهاند. ایشان در این مورد خطاب به مالک اشتر نوشتهاند باید تلاش تو در آبادانی زمین بیش از تلاش در جمعآوری خراج باشد، چرا که خراج جز با آبادانی فراهم نگردد، و آن کس که بخواهد خراج را بدون آبادانی مزارع بدست آورد، شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود خواهد نمود (49) در راستای ایجاد اشتغال و کمک به کشاورزان ایشان سفارش میکنند که اگر کشاورزان به دلایلی هم چون آفتزدگی، کمی باران و... دچار زیان شدهاند به آنها تخفیف بده، از کمی در آمد مالیاتی نگران نباش چرا که در حقیقت در جهت تولید سرمایهگذاری کردهای که در نهایت سبب رونق اقتصادی خواهد شد(50) در امور بازرگانی و صنعت نیز امام(علیه السلام) در جهت توسعه کاری آنها سفارش میفرمودند(51) اما از سوی دیگر ايجاد سلامت بازار اقتصادی براي فعالیتهای درست مردم، از حقوق شهروندان است. بنابراین فرماندار خود را به برخورد با پدیدههای شوم اقتصادی چون احتکار، گرانفروشی و کمفروشی فرمان میدهند و میفرمایند کسی که پس از منع تو احتکار کند، او را کیفر ده تا عبرت دیگران شود، اما در کیفر دادن او اسراف نکن(52)
سخن پایانی
امیرالمومنین(علیه السلام) برای هر یک از اصول بنیادین بشر، دستورالعملهای دارد که می توان برای هر یک از این دستورالعمل ها کتاب های زیادی نوشت. و به علاقه مندان نیز توصیه می گردد با مراجعه به کتاب وزین نهج البلاغه مطالعات خود را در این زمینه افزایش دهند.
در پایان نیز به این نکته اشاره خواهم کرد که در اسلام ناب، کرامت بشری، به عنوان یک اصل محسوب شده ولی متاسفانه به دلیل وجود حاکمان جور در ممالک اسلامی، این اصول ارزشمند به زیر پا مانده و امروزه دنیای غرب که پیشنه آن با بی اهمیتی به حقوق بشر گره خورده است، از این اصول استفاده ابزاری نموده تا دنیا را به سیطره خود درآورند.
به امید روزی که جهان پر از عدل و داد می شود و وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (53)
منابع
1- مهرپور، حسین، نظام بینالمللی حقوق بشر، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1377 ص303ـ304
2- قرآن کریم، آیه 70 اسراء
3- دایراه المعارف اینترنتی Wikipedia
4- دکتر محمد عبدالملک المتوکل2003ـ2004م (الاسلام و حقوق الانسان)مرکز دراسات وحدة العربيه
5- مجتهد شبستری محمد، نقدی بر قرائت رسمی از دین، طرح نو، 1380، ص 224 - 223
6- نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 97
7- عهدنامه مالک اشتر، نهج البلاغه نامه 53
8- سيد سجاد ال غفور گرفته شده از سايت تابناك
9- نهج البلاغه، نامه ۵۳
10- همان، نامه ۴۷
11-همان، حکمت 328
12-نامه امام علی(ع) ، به نقل از تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 6، ص 293.
13-نهج البلاغه، نامه 31
14-همان، خطبه 27
15-مطهری مرتضی، جاذبه و دافعه علی(ع)، ص143
16-نهج البلاغه، خطبه های 58، 60 و 93
17-همان، نامه 53.
18-همان، خطبه 216. متن بخش پایانی سخن امام این چنین است: فلا تُکَلّمونی بما تُکَلَّمُ بِه الجَبابرة و لا تتحفّظوا منّی بما یتحفّظ به عند اهل البادره وَ لا تُخالِطُونی بالمُصانعة وَ لا تَظُنُّوا بی استثقالاً فی حقٍّ قیل لی وَ لا التماسَ اِعظامٍ لنَفسی، فانّه مَنِ استثقَلَ الْحَقَّ اَنْ یُقالَ له او الْعَدلَ اَنْ یُعْرضَ علیه کانَ العَمَل بهما اَثْقَلَ علیه. فَلا تَکُفُّوا عن مقالةٍ بحقٍّ او مشورةٍ بِعَدْلٍ فَانّی لَسْتُ فی نَفسی بِفَوقِ أنْ اُخْطِی ءَ وَ لا آمَنُ ذلک مِنْ فِعلی الّا اَن یَکْفِیَ اللهُ من نفسی ما هو اَمْلَکُ به مِنّی».
19-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج /۲ صفحه ۱۷۱
20-نهج البلاغه، خطبه 224
21-همان، خطبه ۱۲۷
22-همان، خطبه 205
23-همان، خطبه 168
24-قرآن کریم،آیه 3 و 4 سوره نجم
25-نهج البلاغه، نامه 59.
26-همان، نامه 50
27-همان، نامه 53
28-همان، نامه 70
29-همان، خطبه 167
30-همان، نامه 51، وَ لا تَمَسَّنَّ مالَ احدٍ من النّاسِ مُصَلٍّ وَ لا معاهد ...
31-همان، نامه 53
32-همان
33-وسائل الشیعه، ج 11، ص 49
34-نهج البلاغه، خطبة 27
35-وسائل الشیعه، ج 11، ص 49.
36-نهجالبلاغه، عهدنامه مالک اشتر نامه 53
37-قرآن کریم، آیه 2 سوره حجرات
38-وافی، ج 3، ص 2014/ 22 و نهجالبلاغه، خطبة 154.
39-وافی، ج 3، ص 2014/ 22 و نهجالبلاغه، خطبه 154.
40-قرآن کریم، آیه 21، سوره شعرا
41-نهج البلاغه، خطبه 190
42-دشتی، محمد، ترجمه نهجالبلاغه، قم، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤمنین(ع) ، 1378
43-نهج البلاغه، خطبه 206
44-دشتی، محمد، ترجمه نهجالبلاغه، قم، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤمنین(ع) ، 1378
45-نهج البلاغه، خطبه 79
46-همان، خطبه 80
47-همان، خطبه 34
48-همان، نامه 67
49-همان، نامه 53
50-همان
51-همان
52-همان
53-قرآن کریم، آیه 5 سوره قصص
۵۴- سایت های مختلف اینترنتی
این وب لاگ متعلق به دانشجویان کارشناسی ارشد در رشته حقوق عمومی، دانشگاه آزاد بندرعباس می باشد.